شش سال پیش تو همچین دقایقی من داشتم اماده میشدم که به اتفاق خانواده و فامیلا بریم محضر و من و محسن عقد کنیم و خوشبخت شیم!نیشخند

اصلا حس نمی کنم زود گذشت چون ما تحتمون پاره شد تا به اینجا رسیدیم خنثیخنده

اول اردیبهشت هم تولد محسن بودیعنی دیروز قلبسی سالش شد ... سی سالگی خیلی زیاده بنظرمنیشخند

حالم خوش نبود به هرزحمتی بود رفتم کیک خریدم و خریدای دیگه و بازم به هزار زحمت خونه رو تمیز کردم آخ

یعنی نهایت تلاشم رو کردم خدایی تا یه شب محسن یکمی متفاوت باشه یول

خیلی خوشحال شد فکرش هم نمیکرد بتونم اینکارو کنم ابله برای همسایه هم کیک بردم

دو روزه که نمیتونم غذا بخورم و جاش بیسکوییت میخورم انواع مختلفچشم ... ترد بهتره بنظرم

خیلی ضعیف شده بدنم و یه کار کوچیک هم میکنم انگار کوه کندم و خسته میشم شدیدافسوس

بیچاره محسن امروز صبح پیراهن اتوشده نداشت بره سرکارنگران... تی شرت پوشید از این کلاه دارا خب زشته الان اینجوری بپوشه نه؟خنثی

تمام پیراهن هاش شسته ولی بدون اتو بودن خجالت

این بود که ظهر تصمیم گرفتم هرجور شده چندتایی اتو کنم و 12تاش رو اتو کردم برق شادی تو چشم هاش بود نیشخند

ظهر هم ناهار نداشتیم تا دوازده و نیم خواب بودم خوخمیازه

تخم مرغ اب پز و مخلفات خورد منم بیسکوییت نگران

محسن میگفت چقدر اززندگی عقب افتادیم الان باید بچه مون 5سالش میبود

گفتم مطمئن باش اگه زود هم عروسی میکردیم وهمون موقع هم بچه دار میشدیم الان بچه مون یا پدر نداشت یا مادرخنثی از بس که با هم خوب بودیمخنثینیشخند

کاش یکی بودمیرفت برام نوبت دکتر می گرفت افسوس

*****یادتونه یکی از فامیلامون اسمش امین بود یه خواهر داشت که گفتم یه بار با پسرهمسایه شون فرار کرده بود بعدش برگشتن و خانواده پسره اومدن خواستگاری ولی سرمهریه جورنشدن و بهم خورد؟ خب انگار بعد از فوت مادرش سه چهارسالی میشه که یه پسره از فامیلای باباش خواستگارش بوده و خیلی هم سفت و سخت همدیگه رو میخواستن اما خانواده دختره نمیدادن میگفتن پسره رفیق بازه و همیشه دعوا میکنه و ...ولی این دوتا باهم رابطه داشتن تا الان البته دختره روابط دیگه هم داشت ماشاالله نیشخند

چندین و چندبار هم دختره بخاطر این پسره باپدر و برادراش دعوا کرده بود یه سری هم زده بودن دماغ دختره رو شکسته بودن و 4تومن خرجش کرده بودن تا درست شد

دختره سبزه فوق العاده زیبا هست خیلی با نمک و شیرین و زبون باز باهرکی حرف بزنه مهرش به دلش میشینه ... یه عالمه هم دوست پسر داشت ماشالله همه شون هم خواستگاری میکردن ازش از بس تو دل برو بود این دختر

بعد از قضیه کتک خوردن از خانوادش و شکستن دماغ و ... پسره که خیلی دوسش داره میاد کرمان(شهرستانن گویا) میگه فقط شناسنامه ات رو بردار بریم نگران

دختره هم همین کارو میکنه و میرن شهرستان خونه پسره نیشخند

پدرمادرش پسره هم خیلی دختره رو دوس دارن و استقبال میکنن ابله

مادرپسره هم زنگ میزنه به پدردختره و میگه من براشون عروسی میگیرم چون دخترت صغیره

بعد میپرسه شما پولی دست دخترتون دارید؟پدردختره میگه نه... میگه کارت حقوقم دستش بوده(بعد از مرگ مادرش همه کاره خونه بوده تو خرج و خرید)ولی حساب همه چی دستم بوده و امکان نداره از حقوقم برداشته باشه!

میگه اخه دخترتون میگه من حدود 20 میلیون پول دارم خنثی(دختره هنوز دیپلم هم نگرفته بچه ساله ...  کار هم نمیکرد طلاهای خودش و مامانش هم داشت و داره گویا ...چون تک دختر بود همه طلااهای مامانش شد مال این.... بعد الان سواله این 20 میلیون از کجا اومدهنیشخند) دختره گفته مثلا هر سری پسرشما میومد منو ببینه سیصد چهارصدمیداد من خرج نمیکردم و جمع میکردم وهمیشه پولام رو جمع میکردم (ماشالله خوشم اومد خخ)خب اگه از پسرای دیگه هم همین مقدار گرفته باشه هرسری اصلا جای تعجب نداره نیشخند

کلا دخترباحالیه یعنی تو هرجمعی نشسته باشیم بدون ترس از دوست پسراش میگفت اینکه براش چکارامیکنن و ...

اون سری هم که خیلی بچه بود اول دبیرستان فکرکنم این حدودا ...با پسره فرار کرده بود میگفت اصلا پشیمون نیستم خیلی باحال و هیجان انگیز بود نیشخندخیلی خوش گذشت بهموننیشخندخودش هم به پسره گفته بود بیا فرار کنیم ....

حالا من الان تو فکراینم که عروسی دعوتیم یا نهنیشخندخداکنه زودی عروسی بگیره اینقدر دخترباحالیه که من فکرمیکنم حتی اگه همون شهرستان هم عروسی بگیره خودش میاد به تک تک فامیلا کارت میده نیشخندخیلی وقته عروسی نرفتم خیال باطل

توعروسی ما کلی مجلس گرمی کرد دمش گرم کلا برای همه همین طوره نیشخند

مامان من خیلی دوسش داره نیشخندهمش میگفت کاش عروس من میشد نیشخندخیلی بانمک و دوست داشتنیه ...میگه اون حرفارو هم مردم میزنن درموردش میگم خودش برام تعریف میکنه ...میگه خودش بچه است نمیفهمهنیشخند

وووی خیلی وقت بود پشت سر مردم حرف نزده بودم الان چسبیدنیشخند

اینم بگم که مادر  پسره به پدردختره گفته من برای زندگی میفرستمشون تهران یا بندرعباس (چون خانواده دختره گفتن پسره رو میکشیمنگران)تا شما دستتون بهشون نرسه... ووووی چه ننه شوور خوبینیشخند

حالا براتون سواله که بگم اینا چکاره ما میشن؟ مادردختره که فوت شد میشه دخترعموی پدرشوهر... یعنی دخترعموی پسرعمه امنیشخند